السيد مرتضى العسكري ( مترجم : اديبى لاريجانى )

55

صلاة أبي بكر ( آخرين نماز پيامبر ) ( فارسى )

آمده كه ما ، آن را از صحيح البخارى ، به نقل از عايشه روايت مىكنيم كه گفته است : هنگامى كه رنج و درد پيامبر خدا ، شدّت يافت ، رسيدن وقت نماز ، به حضرت ، يادآورى شد . ايشان فرمود : « به ابو بكر ، امر كنيد تا با مردم ، نماز بگزارد » . عايشه گفت : ابو بكر ، مردى دل‌نازك است و اگر نماز بگزارد ، گريه بر او غلبه مىكند . حضرت فرمود : « به او امر كنيد تا نماز بگزارد » . عايشه مىگويد : دوباره ، اين سخن را تكرار كردم . حضرت فرمود : « به ابو بكر ، امر كنيد تا با مردم ، نماز بگزارد . شما همانند زنان اطراف يوسف هستيد » . « 1 » عايشه مىگويد : بسيار مراجعه كردنم به پيامبر خدا ، براى اين بود كه ايشان ، به ابو بكر براى نماز خواندن [ با مردم ، ] امر نكند . علّتش هم اين بود كه باور نداشتم مردم ، كسى را كه بعد از پيامبر ( ص ) جانشين او مىشود ، دوست بدارند ! و مىديدم هر كسى كه جانشين او گردد ، مردم ، او را شوم و نحس مىدانند . لذا خواستم تا نظر پيامبر خدا از ابو بكر برگردد . « 2 »

--> ( 1 ) . صحيح البخارى ، ج 1 ، ص 88 ؛ صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 22 ؛ مسند ( سنن ) أبى عوانة ، ج 2 ، ص 114 . شايان ذكر است كه اين كتاب ، بر خلاف مصطلحات رايج در علم حديث ، « مسند » ناميده شده است ؛ چرا كه مسند ، به كتابى گفته مىشود كه احاديث آن ، بر حسب روايت كنندگان از صحابه ، مرتّب شده باشد و به اين نوع تأليف كه ابواب آن بر حسب موضوعات ، ترتيب يافته ، مانند : باب الطهارة ، باب الصلاة و . . . « سنن » مىگويند ) ؛ الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 217 ( چاپ بيروت ) و ج 2 ، بخش دوم ، ص 18 ( چاپ ليدن ) ؛ السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 330 ؛ أنساب الأشراف ، ج 1 ، ص 560 ؛ فتح البارى ، ج 2 ، ص 306 ؛ تاريخ الإسلام ، ذهبى ، ج 1 ، ص 555 . ( 2 ) . اين افزوده ، در روايات دوم صحيح البخارى ( ج 3 ، ص 63 ) ، از ابو عمر و ابو موسى و ابن عبّاس و عايشه ، نقل شده است . همچنين در الطبقات الكبرى ( ج 2 ، ص 219 ) ، أنساب الأشراف ( ج 1 ، ص 560 ) و تاريخ ابن كثير ( ج 5 ، ص 233 ) نيز آمده است .